هدف کوچ های تحصیلی این است که محصلان خویش را در رسیدن به اهداف عالی تحصیلی یاری دهند. این هدف تحصیلی یعنی ارتقـای سطح علمی و بـالا بردن امکان قبولی در امتحانات و یا قبول شدن در درس‌ها و یا به طور کلی بالا بردن کیفیت نمرات و بار عملی فرد.

پیگیری نکردن کارها، یکی از مهم ترین عواملی است که موجب شکست افراد میشود. یکی از مهم ترین رسـالت های کوچ تحصیلی این است که سعی کنند تا افراد را وادار کنند که با پیگیری، تمام علم خویش را به صورت عملیاتی کنند تا در امتحانات ورودی دانشگاهی و یا دبیرستانی قبول شوند .

وجود یک کوچ تحصیلی که به دانش آموزان و محصلان کمک میکند، با یک معلم يا استاد بسیار متفاوت است. چرا که معلم ارتباطی یک طرفه با شاگرد بـرقرار می‌کند در صورتی که این ارتباط برای مـربیان دو طرفه است. وقتی که معلم یـااستـاد به مدرسه و یا محل تحصیل می‌آید، در کلاس درس، به محصـلان درس‌هایی میدهد و سپس بـدون این که کوچکترین مسئولیتی قبول کند، کلاس درس را تـرک می‌کند. دانش آموزان هم موظف هستند که کار را ادامه دهند و خودشان درس‌ها را بخوانند و آن چه که از این درس ها آموخته‌اند بکار ببرند. کوچ حتی با مشـاور مدرسه هم فرق می‌کند. همان طور که اشاره شد ارتباط بین کـوچ و محصل یک ارتباطی دو طـرفه است. کـوچ های تحصیلی دقیقاً می دانند که بـاید از شاگـردان خودشان چه بخواهند و دقیقاً می‌دانند که باید چه جنبه هایی از تجـربیات تحصیلی خودشان را با شاگردانشان در میان بگذارند .

آنها همیشه این موضوع را مورد نظر دارند که باید این رابطه تحصیلی و دوجانبه ای که بین آنها با شاگردانشان برقرار شده است؛ رابطه‌ای تعاملی باشد. بنابراین وقتی که یک کـوچ از شاگرد خودش می‌خواهد که تفکر کند و نقـاط قوت و ضعف تحصیلی اش را پیدا کند، شاگرد وظیفه دارد تـا این کار را با دقت و با بهره گیری از قدرت خـرد خودش انجام دهد. کوچ و شاگرد باید قبل از این که رابطه ای استادشاگردی با هم داشته باشند؛ باید با هم دوست باشند و برای این کار باید برنامه ریزی مناسبی انجام دهند .

یک کوچ تحصیلی خوب باید یک روان شناس خوب هم باشد تا بتواند در هنگامی‌که با شاگرد خودش ارتبـاط بـرقرار می کند سعی کند تا کاری کند که این ارتباط عمیق تر شود. هنگامی که کوچ تحصیلی با شاگرد و دانش آموز ارتباطی برقرار می‌کند، قدم اول این است که کوچ برای شـاگرد، موقعیت و وضعیت تحصیلی که دارد را مشخص می‌کند. او در این رابطه به شاگردش دروغ نمی‌گوید و سعی نمی‌کند تا موقعیت تحصیلی او را بیشتـر و بهتر از آن چه که بوده و یا کمتر از آن چه که بوده مشخص کند. قـدم بعدی این است که کوچ از شاگرد می‌خواهد که مشخص کند که دقیقاً قرار است که چه هدفی داشته باشد. ممکن است هدف دانش آمـوز و شاگرد بیشتـر این باشد که تمرکز خودش را بر روی موفقیت در یک آزمون ورودی خاصی متمرکز کند و یا ممکن است این دانش آموز بخواهد صرفـاً در یک درس مثلاً درس ریاضی پیشرفت کند و غیره.

ارکان اساسی کوچینگ تحصیلی

بنابراین این دو قدم دو رکن از ارکان اساسی کوچینگ تحصیلی هستند عبارتند از :

در این زمان است که دانش آموز احساس می‌کند که بین جایی که ایستاده است و جایی که می‌خواهد خودش را به آن جـا برساند، یک فاصله ای وجود دارد. او سعی می‌کند تا این فـاصله را بپیماید که تمام فعالیت‌هایی که او قـرار است انجام دهد باید در جهت پیمودن این فاصله باشد

وقتی که فردی از کوچینگ تحصیلی استفاده می‌کند، می تواند اطمینان داشته باشد که کیفیت تحصیلی او در زمینه ای که کوچ با او کار می‌کند، افـزایش پیدا می‌کند. کوچ های تحصیلی معمولاً بر روی وضعیت تحصیلی افـراد در حال حاضر تمرکز می کنند و سعی می نمایند به افراد کمک کنند تا خودشان بتوانند مسیر را به بهترین شکل تا مقصد طی کنند .

وقتی که افراد با یک کوچ تحصیلی صحبت می‌کنند، این کوچ هیچ وقت به آنها مستقیماً نمی گوید که چکار کنند و چکار نکنند بلکه تنها به افراد ابـزارهایی را برای مقابله با مشکلات تحصیلی و تنبلی می دهند و سعی می‌کند کاری کند که این افـراد خودشان بتوانند راهکار موفقیت تحصیلی خودشـان را پیدا کنند. به طور کلی کـوچینگ تنها به دانش آموز خودشان کمک می کنند تا با استفاده از تفکر خودشان، راهکارهای خودشان را پیدا کنند .

در کوچینگ تحصیلی سعی می‌شود تا به جای این که مسئله ها را برای دانش آموز خودشان حل کنند، به آن‌ها کمک کنند تا فرآیند حل کردن مسئله را بیاموزند.

مشخصات كوچ هاي تحصيلي :

وقتی کسی به عنوان کوچینگ تحصیلی مسئولیت فـرد دیگری را بر عهده می‌گیرد؛ اولین چیزی که باید به آن توجه کند این است که بـاید عیب‌های آن فرد را به خودش گوشزد کند .

بنابراین کوچ ها در مقابل محصلان بدون قضــاوت عمل می‌کنند و سعی می کنند تا در صورتی که آن ها عیب هایی دارند، در همان ابتدا این عیب ها را به آن ها یادآوری کنند تا آن ها هم بتوانند با بهره گیری از این مشــاوره ها و با برطرف کردن این عیب ها، راه تعالی را در این زمینه طي كنند.

همچنین یکی دیگر از اهدافی که در کوچینگ تحصیلی باید به آن پرداخت، این است که کوچ های تحصیلی باید حتماً کاری کنند که شاگردانشان استعدادها و توانایی های خودشان را بشناسند و سعی کنند تا این استعدادها و توانایی ها را شکوفا کنند. شکوفاسازی این استعدادها با استفاده از برنامه ریزی کردن امکان پذیر می‌شود. وقتی که فردی برای کار خودش بــرنامه ریزی داشته باشد و دقیقاً برای بهره گیری از استعدادهای خودش به صورت منظم طرحی داشته باشد؛ مسلماً می‌تواند از استعدادها و توانایی‌های بـالقوه ای که دارد به بهترین شکل ممکن استفاده کند. این موضوع می تواند یکی از وظیفه‌های یک کوچ باشد. کوچینگ باید به شاگردان خود یاد بدهند که چگونه می توان یک برنامه ریزی موفق انجام داد .

کوچینگ تحصیلی باید در طول تمـام مدتی که محصل در حال حرکت به سمت کمال است در کنار او باشد. از ابتدای بـرنامه ریـزی گرفته تا پایان راه، کوچ در کنار محصل است و سعی می‌کند تا در زمانهای مناسب، به او مشـاوره های درست بدهد. کوچ با مشـاور فرق می کند. وقتی که شاگرد پیش مشـاور می رود، مشاور یک سری برنامه ریزی های کلیشه ای را به او میگوید و شاگـرد سعی میکند به آنها عمل کند ولی مدت کـوتاهی بعد از آن، ممکن است دوباره بر حسب عادت، به شیوه های پیشین برگردد. ولی یک کوچ تحصیلی همیشه با شاگرد است و سعی می کند تا کاری کند که محصل همیشه به برنامه ریزی های خودش عمل کند و آن ها را تکرار کند و دقیقاً بداند که هدفش از برنامه ریزی چیست و به خوبی به آن عمل کند .

در صورتی که یک کوچینگ تحصیلی ببیند که محصل در زمینه ای توانـایی دارد، کاری می‌کند که این محصل از این توانایی خودش بهتر استفاده کند. این دخـالت باید به گونه ای باشد که مزاحم شیوه تصمیم گیری محصـل نشود.

به عبـارت دیگر در صورتی که یک کوچ ببیند که محصل در یک زمینه توانـاست، سعی می‌کند تا او را وادار به تفکـر بیشتر درباره توانایی‌های خودش بکند و کاری کند که او بیشتر به تـوانایی‌های خودش توجه کند. این در حالـی است که مشاور این توانایی را در افراد ببیند، یک برنامه زمان بندی شده دقیق به شاگرد میدهد و از او میخواهد تا دقیقاً بر اساس این برنـامه ریـزی عمل کند که در این بـرنامه ریزی محصل و خصوصیـات وی به صورت کامل مورد توجه قرار نگرفته است. در این نوع برنامه ریزی، محصل هیچ اختیـاری از خودش ندارد ولی وضعیت کوچ چیزی متفاوت است. مربی تنها سعی می‌کند محصل را بیش از پیش متوجه یک نقطه قوت بکند ولی اصلاً یک برنامه ریزی به او نمی‌دهد که در این بـرنامه ریزی او متوجه نقـاط قوت خودش شده باشد. بلکه کار کوچینگ این است که از محصل می‌خواهد تـا خودش این برنامه ریزی را انجام دهد. این جاست که محصل یاد می گیرد که چگونه خود را رشد و تعالی دهد.

عکس این موضوع هم که درباره نقـاط ضعف حقیقت دارد. در این صورت کوچینگ تحصیلی اگر ببینند که محصل در رشته ای از درس ضعف دارد؛ به جای این که یک برنامه ریزی درسی به محصل بدهند که در این برنامه ریزی مشخصاً بر روی نقاط قوت او تمرکز شده باشد؛ سعی می‌کنند تا او را تشویق کنند که خودش برنامه ای طراحی کند که در این برنامه بر روی نقاط ضعفش تمرکز بیشتری شده است.